X
تبلیغات
خلــــوت تنـــهایـی
نازکتر از بلورم و نرمتر از حریر گر قصد شکستم داری سنگ بی انصافی است یک تلنگر کافی است
همیشه با بدست آوردن اون کسی که دوستش داری نمی تونی صاحبش بشی ، گاهی وقتا لازم هست که ازش بگذری تا بتونی صاحبش بشی ، همه ما با اراده به دنیا می آییم با حیرت زندگی میکنیم و با حسرت میمیریم این است مفهوم زندگی کردن ، پس هرگز به خاطر غمهایت گریه مکن و مگذار این زمین پست شنونده آوای غمگین دلت باشد

+ تاريخ یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 16:0 نويسنده ... |
شايد قانون دنيا همين باشد...
تو صاحب آرزويى هستى كه شيرينى تعبيرش از آن ديگريست!
و چه تــــلخ است...

+ تاريخ دوشنبه سیزدهم آذر 1391ساعت 19:31 نويسنده ... |

به یاد کودکی چشم هایت را ببند
و این بار با چشم دلت به دنبال خدا بگرد
یقین دارم او را زودتر از هر کسی پیدا می کنی...

+ تاريخ دوشنبه بیست و نهم آبان 1391ساعت 12:35 نويسنده ... |

نیست یاری تا بگویم راز خویش
ناله پنهان كرده ام در ساز خویش
چنگ اندوهم، خدا را، زخمه ای
زخمه ای، تا بركشم آواز خویش

بر لبانم قفل خاموشی زدم
با كلیدی آشنا بازش كنید
كودك دل رنجه دست جفاست
با سر انگشت وفا نازش كنید

پر كن این پیمانه را ای هم نفس
پر كن این پیمانه را از خون او
مست مستم كن چنان كز شور می
بازگویم قصه افسون او

رنگ چشمش را چه می پرسی ز من
رنگ چشمش كی مرا پابند كرد
آتشی كز دیدگانش سركشید
این دل دیوانه را دربند كرد

از لبانش كی نشان دارم به جان
جز شرار بوسه های دلنشین
بر تنم كی مانده از او یادگار
جز فشار بازوان آهنین


ادامه مطلب
+ تاريخ پنجشنبه هجدهم آبان 1391ساعت 12:4 نويسنده ... |

گرچه رمضان همیشه صفای خودش رو داره ؛ 


اما چند سالیه ماه رمضانمان بدون صدای دلنشینت  بی صفاست




+ تاريخ دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 21:36 نويسنده ... |
می توان قابی ساخت
و گلی کاشت در آن ؛
از تبار گل سرخ تا به هنگام خزان
غصه راهی نتواند که به آن باز کند...
عمر استاد دراز او به ما می فرمود ؛ 
اگر از عشق قلم بردارید و به آن رنگ محبت بزنید...
و از آن رنگ سه تاری بکشید در شب تنهایی ؛
می توان نغمه آن ساز شنید...


+ نمیدونم این شعر از کیه ؛ ولی زیبا سروده 


+ تاريخ دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 13:24 نويسنده ... |
گاهی لحظه های سکوت
پرهیاهوترین دقایق زندگی هستند
مملو از آنچه می خواهیم بگوییم ولی نمی توانیم.

+ چقد سخت است مملو از گفتن باشی ولی در هیچ سویت محرمی نباشد
   این روزها فقط سکوت میکنم سکـــــوت

+ تاريخ سه شنبه بیستم تیر 1391ساعت 21:5 نويسنده ... |
چقدر سخت است با آشناترینت بیگانه شوی

+من بین همهمه آدم ها فراموش شدم به همین سادگی...


+ تاريخ شنبه هفدهم تیر 1391ساعت 17:17 نويسنده ... |
نگـــــذار هرکسی از راه رسید
با ساز دلت
تمــــــــرین نوازندگـــــــــــی کند !!!

 

+ تاريخ شنبه بیستم خرداد 1391ساعت 14:40 نويسنده ... |

نیست یاری تا بگویم راز خویش

                                           ناله پنهان كرده ام در ساز خویش

 

+ نمیدونم سازم کوک نیس یا من کوک نیستم که مث همیشه نیستیم.

+ تاريخ شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 23:15 نويسنده ... |
در خلوت تنهایی ام
حضور مبهمت مرهمی است بر دردهای کهنه دلم
بی تو شب هایم بدون شبگرد عاشق
 مرگ بارانی ترین شب هاست

+ چه زود یکسال گذشت؛ همدم تنهایی ام تولدت مبارک.

+ تاريخ شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 21:58 نويسنده ... |
زندگی به من آموخت ...
آدمها نه دروغ می گویند
نه زیر حرفشان می زنند ...!!
اگرچیزی می گویند صرفا " احساسشان " درهمان لحظه ست ...!!
نباید رویش حساب کرد.

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 21:28 نويسنده ... |
دل هـر انسـان خانـه خــداست

          دلـگیـرم

                        از آدم هـایی که بـا سنـگ دلشـان

 ویـران می کنـند این خـانه را

 

+ ای خدا دلگیرم ولی احساس غم نمی کنم،چون با توام پیش کسی سرم رو خم نمیکنم

+ تاريخ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 21:10 نويسنده ... |
ســه حــرف دارد...

 امــا بــرای پـر کـردن تـنهـایـی مـن حـرف نـدارد...

                                       خـــــــــــــــــدا را مـی گـویـم

 

 

+ تاريخ سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 23:26 نويسنده ... |
 

آسمان زیبا نیست !

و تصویرش در آب ؛

نگـاه نکـن ...

هراس دارم  که چشمک ستاره ای

گمراهت کند ...!

+ تاريخ چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 20:43 نويسنده ... |